درباره کنسول پلیاستیشن 5 (و نسخه پرو آن) چیز زیادی وجود ندارد که قبلاً گفته نشده باشد. سختافزار نسل جدید سونی در سال 2020 معرفی شد و در حالی که بهبودهایی در قدرت نسبت به PS4 ارائه داد و SSD جدیدی برای بارگذاری سریعتر داشت، کنترلر DualSense به مجموعهای از بهبودها مجهز شد که DualShock 4 تنها میتوانست به آنها فکر کند.
بازخورد لمسی و تریگرهای تطبیقی یکی از دلایلی شدهاند که من بیشتر از هر جای دیگری بر روی پلیاستیشن بازی میکنم و واقعاً امیدوارم این روند با پلیاستیشن 6 ادامه یابد.
وقتی سونی DualSense را معرفی کرد، فکر میکنم بسیاری از ما انتظار داشتیم که این یک ترفند باشد. تریگری که مانند کشیده شدن رشته کمان احساس میشود؟ اما خیلی زود بازیها پتانسیل آن را به نمایش گذاشتند. بازی Demon’s Souls در روز عرضه PS5 بازخورد لمسی فوقالعادهای داشت و در سالهای بعد، پیادهسازیهای عالیای در بازیهایی مانند Gran Turismo 7، Ratchet and Clank: Rift Apart، Returnal و Astro Bot مشاهده کردیم. عناوین شخص ثالثی مانند GTA 5، The Witcher 3 و Cyberpunk 2077 نیز بهخوبی از این فناوری استفاده میکنند و هرچند هر بازی این کار را نمیکند، اما شگفتانگیز است که بازیها چقدر میتوانند غوطهورکنندهتر باشند زمانی که شما تریگرها را فشار میدهید یا بهبودهای لمسی را تجربه میکنید. در واقع، اکنون نمیتوانم تصور کنم که این بازیها را بدون آنها بازی کنم.
من Cyberpunk 2077 را عمدتاً بر روی ایکس باکس و پیسی بازی کردم و سپس برای بار سوم آن را برای PS5 خریدم (واقعاً این بازی را دوست دارم). وقتی به بازیهای قبلیام برمیگردم، نسخه PS5 را انتخاب میکنم، با وجود اینکه هیچ پچ PS5 Pro وجود ندارد، که بخش زیادی از آن به نحوه احساس سلاحها هنگام شلیک یا نحوه لرزش بیس یک کلوب شبانه از طریق کنترلر بستگی دارد.
اما فناوری DualSense برخی نکات منفی نیز دارد. اول اینکه عمر باتری آن بهطور قابلتوجهی کمتر از کنترلر ایکس باکس است، هرچند که باتریهای قابل شارژ ممکن است با گذر زمان کاهش یابند. اینکه چقدر از این موضوع به فناوری لرزش چشمگیر و تنش تریگر مربوط میشود مشخص نیست، اما میتوان گفت که بعید است به بهبود آن کمک کند. بهطور غیررسمی، من نیز از بسیاری از افراد شنیدهام که میگویند تریگرهای DualSense شکسته است. این برای من اتفاق نیفتاده، اما با توجه به تنش ذاتی مورد نیاز برای تریگرهای تطبیقی، ممکن است ریسک بیشتری وجود داشته باشد. با این حال، با توجه به اینکه مایکروسافت (در یک مقطع زمانی) به دنبال راهاندازی کنترلر لمسی خود بود، احتمالاً میتوانند این مشکلات را برطرف کنند و سونی نیز میتواند از آنها نکاتی بیاموزد. همچنین شایسته است که به مایکروسافت اعتبار زیادی بدهیم به خاطر اینکه کنترلرهای Xbox One با سری X و S سازگار هستند. اگر سونی DualSense را به عنوان گزینهای برای پلیاستیشن 6 ارائه دهد، کسانی که هر رنگی از آن را جمعآوری کردهاند، دلایل زیادی برای خوشحالی خواهند داشت.
این ممکن است کمی جنجالی باشد، اما واقعاً آرزو میکنم که DualSense پلیاستیشن 5 میکروفون داخلی نداشت. بلندگو یک افزودنی جالب است، هرچند که من اغلب صدای آن را بهطور قابلتوجهی کم میکنم، اما میکروفون باعث میشود که نگران باشم صدای من در لابیهای عمومی شنیده شود. من پلیاستیشن 5 را روشن میکنم و بلافاصله خودم را بهطور روتین بیصدا میکنم، اما اگر کسی از میکروفون استفاده کند، همیشه صدایشان خیلی دور به نظر میرسد و این یک روش مؤثر برای ارتباط با تیم شما نیست. من تعجب میکنم که آیا سونی به فکر عرضه نسخهای ارزانتر و بدون میکروفون از DualSense برای کسانی که هدست دارند، خواهد بود – شاید فکر جالبی باشد؟ با این حال، DualSense به یکی از کنترلرهای مورد علاقه من تبدیل شده است، با وجود اینکه معمولاً کنترلرهای با استیکهای نامتقارن را ترجیح میدهم. اگر سونی بتواند کمی بیشتر عمر باتری را افزایش دهد و آن بازخوردهای لمسی و تریگرهای فوقالعاده را حفظ کند، پلیاستیشن 6 میتواند به اندازه PS5 غوطهورکننده باشد – و حتی بیشتر.
