پایان «شبح» مکزیک؛ ال‌منچو کی بود و چرا مرگش نیمی از کشور را به آشوب کشید؟

پایان «شبح» مکزیک؛ ال‌منچو کی بود و چرا مرگش نیمی از کشور را به آشوب کشید؟

پایان «شبح» مکزیک؛ ال‌منچو کی بود و چرا مرگش نیمی از کشور را به آتش کشید؟

رهبر کارتل که روز یکشنبه توسط نیروهای ویژه مکزیک به قتل رسید، فرمانده گروهی با تجهیزات نظامی ترسناک بود که اکنون نیمی از کشور را در آتش فرو برده است.

در مکزیک، هر ستون دود سیاه تنها نشانه‌ای از آتش‌سوزی نیست؛ بلکه نوعی هشدار محسوب می‌شود. روز یکشنبه ۲۲ فوریه، زمانی که خورشید بر فراز شهرهای ساحلی طلوع کرد، کمتر کسی تصور می‌کرد که تا غروب، بخش بزرگی از کشور به یک منطقه جنگی تبدیل شود. فرودگاه‌های بین‌المللی در وضعیتی بحرانی قرار گرفتند، پروازها لغو شدند و این بهشت توریستی به سرعت به شهر ارواح تبدیل شد. مسافران سردرگم و شهروندان وحشت‌زده، در حالی که صدای تیراندازی در خیابان‌ها طنین‌انداز بود و لاشه اتوبوس‌های شعله‌ور مسیرها را مسدود کرده بود، در پناهگاه‌ها و خانه‌ها حبس شدند.

این وضعیت به یک درگیری مسلحانه برمی‌گشت. نیروهای ویژه مکزیک در تعطیلات آخر هفته عملیاتی را برای دستگیری تحت‌تعقیب‌ترین مرد کشور آغاز کردند، اما در پایان این مأموریت، نمسیو روبن اوسگرا سروانتس، که به نام مخوف «ال منچو» شناخته می‌شد، در بازداشت ارتش مکزیک و به دلیل جراحات وارده جان باخت. در این درگیری، هفت عضو کارتل نیز کشته و تعدادی از افسران پلیس مجروح شدند.

مرگ او جرقه‌ای بود بر انبار باروت. وفاداران ال منچو برای نشان دادن خشم، وفاداری و انتقام‌جویی خود، صدها مانع جاده‌ای در بیش از ۲۰ ایالت مکزیک ایجاد کردند و خشونت از ایالت گوئررو در ساحل اقیانوس آرام تا تامائولیپاس در شمال شرقی گسترش یافت. حتی مکزیکوسیتی، پایتخت کشور و ایالت‌های اطراف آن نیز از این ترکش‌ها در امان نماندند. فروشگاه‌ها در مرکز گوادالاخارا، یکی از شهرهای میزبان جام جهانی آینده، توسط مردان نقاب‌دار به آتش کشیده شدند. اما چگونه کشته‌شدن تنها یک مرد توانست نیمی از یک کشور را به آتش بکشد؟

داستان ال منچو، برخلاف پایان پرالتهابش، از ریشه‌هایی ساده و روستایی آغاز شد. نمسیو روبن اوسگرا در شهر کوچک آگیلیا در ایالت میچوآکان به دنیا آمد؛ جایی که فقر و کار در مزارع ماری‌جوانا، نخستین مواجهه‌اش با دنیای جرم و جنایت بود. اوسگرا اوایل دهه ۱۹۸۰ مانند بسیاری از جوانان دیگر غیرقانونی به آمریکا مهاجرت کرد تا شاید سرنوشتی متفاوت برای خود رقم بزند. اما رؤیای آمریکایی او خیلی زود به بن‌بست رسید.

چیزی نگذشت که در شبکه‌های مواد مخدر کالیفرنیا غرق شد و دستگیری‌های متعددی را تجربه کرد تا اینکه در نهایت در سال ۱۹۹۴، دادگاه منطقه‌ای آمریکا در شمال کالیفرنیا او را به جرم توطئه برای توزیع هروئین محکوم کرد. اوسگرا پس از گذراندن نزدیک به سه سال حبس در زندان‌های آمریکا، در ۳۰ سالگی به مکزیک دیپورت شد. این بازگشت، آغاز تاریک‌ترین و خونین‌ترین فصل زندگی او بود.

ال منچو برخلاف بسیاری از روسای کارتل، قدرت واقعی را در نامرئی‌ماندن می‌دانست و برای مدتی مسیر متفاوتی را در پیش گرفت و به‌عنوان افسر پلیس در شهرهای کابو کورینتس و توماتلان در ایالت خالیسکو خدمت کرد. بااین‌حال، طولی نکشید که شغلش را ترک کرد تا دوباره به فعالیت‌های قاچاق مواد مخدر بازگردد. ال منچو به‌خوبی می‌دانست سیستم پلیس چگونه کار می‌کند: برخلاف خواکین گوزمن (معروف به ال چاپو)، رهبر جاه‌طلب کارتل سینالوآ که از شان پن، بازیگر معروف هالیوود خواست زندگی‌اش را به فیلمی پرفروش تبدیل کند، ال منچو باور داشت قدرت واقعی در نامرئی‌بودن است. او ترجیح می‌داد در سایه‌ها بماند؛ به‌طوری‌که عکس‌های بسیار انگشت‌شماری از چهره او در دست است. او در سکوت پایه و اساس یک امپراتوری بی‌رحمی را بنا کرد که جرقه‌ی تولدش با اتفاقی مضحک و پیش‌پاافتاده زده شد.

اوسگرا با تجربه‌ای که از خیابان‌های کالیفرنیا و زندان‌های آمریکا به دست آورده بود، ابتدا به کارتل میلنیو در زادگاهش میچوآکان پیوست و با ایگناسیو کورونل ویارئال (معروف به ناچو کورونل)، از قاچاقچیان بزرگ همکاری کرد. او در این دوران به‌عنوان رئیسی حسابگر و به‌شدت بی‌رحم شهرت زیادی به دست آورد. پس از کشته‌شدن ناچو کورونل و ازهم‌پاشیدن کارتل میلنیو، ال منچو در موقعیتی ایده‌آل قرار گرفت. حوالی سال ۲۰۰۷ به همراه شریکش اریک والنسیا سالازار (معروف به ال ۸۵)، بقایای این شبکه‌ی متلاشی‌شده را جمع‌آوری و سازمانی را پایه‌گذاری کردند که امروز به نام کارتل نسل جدید جالیسکو (CJNG) شناخته می‌شود.

شبکه جالیسکو در ابتدا برای کارتل سینالوآ کار می‌کرد، اما خیلی زود از آن‌ها جدا شد. یکی از معروف‌ترین داستان‌های دنیای زیرزمینی خلاف‌کاران حاکی از آن است که دلیل جدایی بزرگ این دو شبکه، نه محموله‌ای گمشده، بلکه یک نوشیدنی بود! گفته می‌شود در جریان یک دورهمی در شرق گوادالاخارا، یکی از قاچاقچیان به‌طور تصادفی یک لیوان چای ترش را روی یکی از رقبای خود ریخت. همین اتفاق ظاهراً پیش‌پاافتاده، جرقه‌ای شد برای یک سری خیانت‌ها، درگیری‌های مسلحانه و قتل‌عام‌های خونین و گیج‌کننده‌ای که ساختار قدرت را در هم شکست.

اگر نام کارتل شما را به یاد باندهای خیابانی می‌اندازد، باید بدانید که کارتل جالیسکو بیش از هر چیز مجموعه‌ای فوق‌العاده خشن و تقریباً شبه‌نظامی است. برخلاف کارتل‌های سنتی که در سایه عمل می‌کردند، اعضای CJNG گاهی اوقات نقاب از چهره برمی‌دارند و با افتخار قدرت‌نمایی می‌کنند. آن‌ها نه‌تنها نام و برندینگ مخصوص به خود را دارند، بلکه با جلیقه‌های ضدگلوله، سلاح‌های کالیبر بالا و وسایل نقلیه زرهی در خیابان‌ها جولان می‌دهند. ال منچو این گروه را به‌قدری مجهز کرده بود که در پرتاب مواد منفجره از طریق پهپادهای اصلاح‌شده و کارگذاشتن مین، پیشگام شدند؛ تا جایی که ارتش مکزیک برای متوقف کردن آن‌ها مجبور شد خود را به سلاح‌های سنگین‌تری مجهز کند.

پایگاه اصلی این گروه در ایالت جالیسکو است، اما به گفته‌ی پلیس مکزیک این گروه حداقل ۱۵ تا ۱۸ ایالت این کشور را تحت نفوذ خود دارد. اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا (DEA) نیز این گروه را به‌اندازه کارتل سینالوآ قدرتمند می‌داند و تأیید کرده که آن‌ها در هر ۵۰ ایالت آمریکا حضور فعال دارند. اگر CJNG فقط شبکه قاچاق مواد مخدر بود، احتمالاً چنین ضربه‌ای به ثبات محلی وارد نمی‌کرد. آنچه این گروه را مقاوم کرده، تنوع فعالیت‌های اقتصادی‌اش است.

درحالی‌که مواد مخدر شامل کوکائین، مت‌آمفتامین، هروئین و به‌ویژه فنتانیل محور اصلی کارهای رایج این کارتل به‌شمار می‌رود، ال منچو گروهش را به‌طور گسترده‌ای به سمت حوزه‌های جدید و پرسود مانند سرقت نفت نیز سوق داد؛ پدیده‌ای که در مکزیک با نام Huachicol شناخته می‌شود. CJNG فقط قاچاقچی مواد مخدر نیست؛ مجموعه‌ای است که اقتصاد، خشونت و نفوذ سیاسی را هم‌زمان مدیریت می‌کند. اعضای کارتل با انشعاب‌گیری و سوراخ‌کردن مستقیم خطوط لوله شرکت نفت دولتی، سوخت را استخراج و در بازار سیاه توزیع می‌کنند. این جریان، روزانه هزاران بشکه را در بر می‌گیرد و منبع درآمدی کم‌ریسک‌تر و پایدارتر از قاچاق فرامرزی ایجاد می‌کند. به این‌ها باید اخاذی، کنترل مسیرهای حمل‌ونقل و تصاحب بازارهای محلی را اضافه کرد. به همین دلیل درآمد کارتل نه به یک محصول خاص وابسته است و نه به مسیری واحد. اگر جایی فشار و خطر بیشتر شود، درآمد از جای دیگر جبران می‌شود.

اما ال منچو چگونه توانست بخش بزرگی از کشور را تحت فرمان خود درآورد؟ تحقیقات سال ۲۰۲۳ نشان داد که جالیسکو بیشتر شبیه به یک دولت شبه‌نظامی عمل می‌کند تا کارتلی معمولی. برای مثال یکی از رایج‌ترین رویکردهای آن‌ها، استراتژی کلاسیک پول یا سرب بود: «یا با ما همکاری می‌کنی و پول می‌گیری، یا می‌میری.» به‌علاوه آن‌ها با پخش ویدیوهای سربریدن و نمایش اجساد در فضاهای عمومی، رعب و وحشت زیادی در دل رقبا و مخالفانشان ایجاد کردند. ال منچو با توزیع بسته‌های حمایتی در مناطق محروم، خلأ حضور دولت را پر می‌کرد. از طرف دیگر این گروه در برخی مناطق چهره‌ای به ظاهر حامی از خود نشان می‌داد. هرجا غیبت دولت را می‌دیدند و مردمی که از خدمات اولیه مدنی، آموزش و مراقبت‌های بهداشتی محروم بودند، وارد عمل می‌شدند.

مستندات زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد در مواقع نیاز، بسته‌های حمایتی غذا و مایحتاج بین مردم توزیع می‌شد که روی آن‌ها برچسب عجیبی به چشم می‌خورد: «از طرف دوستان شما در CJNG». و گویا این اقدامات برای افزایش گستره‌ی نفوذ کافی نبود، زیرا کارتل جالیسکو عملاً در کنار برخی دولت‌های محلی و ایالتی نیز حضور داشت. آن‌ها نامزدهایی را برای مناصب دولتی انتخاب و کمپین‌های انتخاباتی‌شان را تأمین مالی می‌کردند و با نفوذ در نیروهای پلیس، شبکه‌ای گسترده از جاسوسان ساخته بودند که اطلاعات محرمانه را به آن‌ها لو می‌دادند.

جالیسکو نه‌تنها از دولت نمی‌ترسید، بلکه مستقیماً با آن وارد جنگ می‌شد. سال ۲۰۱۵، اولین تلاش نیروهای امنیتی برای دستگیری ال منچو با فاجعه‌ای تلخ به پایان رسید؛ زیرا اعضای کارتل در اقدامی باورنکردنی، یک بالگرد ارتش را با آرپی‌جی سرنگون کردند. اعضای کارتل می‌خواستند به دولت نشان دهند که می‌توانند متقابلاً هزینه‌ی سنگین به‌طرف مقابل تحمیل کنند. همین سناریوی مرگبار اخیراً نیز تکرار شد و به گفته دولت مکزیک، سرنگونی یک بالگرد دیگر توسط این گروه به کشته‌شدن شش سرباز انجامید. در ادامه‌ی اقدامات خشونت‌بار، این کارتل سال ۲۰۲۰ نیز در مکزیکوسیتی با نارنجک و تفنگ‌های سنگین سوءقصدی را علیه رئیس پلیس وقت پایتخت، که اکنون وزیر امنیت فدرال است، ترتیب داد و با استفاده از پهپادهای حامل مواد منفجره، مین‌گذاری مسیرها و حملات هماهنگ به نیروهای امنیتی، تصویر خود را تثبیت کرد. همان‌طور که ادواردو گوئررو، متخصص امور امنیتی در سال ۲۰۲۱ هشدار داد، تنها ۵۰ نفر از عوامل این کارتل با تجهیزات پیشرفته‌شان می‌توانستند هر نیروی پلیس محلی را در شهرهای کوچک و متوسط شکست دهند.

باوجود پنهان‌شدن در سایه‌ها، طناب عدالت و سیاست هر روز به گردن ال منچو نزدیک‌تر می‌شد. از سال ۲۰۱۷، او چندین بار در دادگاه‌های آمریکا متهم شده بود. در تازه‌ترین کیفرخواست در ۵ آوریل ۲۰۲۲، او نه‌تنها به توطئه برای توزیع موادی نظیر فنتانیل متهم شد، بلکه براساس «قانون برخورد با سردمداران مواد مخدر» تحت پیگرد قرار گرفت. موج آتش‌افروزی پس از مرگ ال منچو، بیش از خشم، حامل پیام کنترل بود.

سرانجام اطلاعات آمریکا و ارتش مکزیک در یک عملیات فرامرزی موفق شدند این شبح را متوقف کنند.